همراه اول و آخر

عاشقانه هایی برای خدا

همراه اول و آخر

عاشقانه هایی برای خدا

همراه اول و آخر

خدایا قضا شده ام!

دوباره بخوان مرا ...

یادم داده اند بر غم هایت صابر باش، اما تو یادم داده ای بر غم هایت شاکر باش ...

"اللهم لک الحمد حمدالشاکرین لک علی مُصابهم"

آخرین مطالب
نویسندگان

۳۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خدا» ثبت شده است

  • ۲
  • ۰

پنجره

پنجره ها.jpg

یک نفر هست که از پنجره‌ها
نرم و آهسته مرا میخواند

گرمی لهجه بارانی او
تا ابد توی دلم میماند

یک نفر هست که در پرده شب
طرح لبخند سپیدش پیداست‌

مثل دوران خوش کودکیم‌
پر ز عطر نفس شب‌بوهاست‌

یک نفر هست که چون چلچله‌ها
روز و شب شیفته پرواز است

توی چشمش چمنی از احساس
توی دستش سبد آواز است

یک نفر هست که یادش هر روز
چون گلی توی دلم میروید

آسمان، باد، کبوتر، باران‌
قصه‌اش را به زمین میگوید

یک نفر هست که از راه دراز
باز پیوسته مرا میخواند

گاهگاهی ز خودم میپرسم
از کجا اسم مرا میداند ...

  • مجنون شب های حرم
  • ۳
  • ۰

یا محبوب

aman yojib


امشب شب عظیمیه. شبی که درکش از توان ما خارجه. احتمالا کسایی که میخواستن برن هیئت یا روضه یا هر جای دیگه ای رفتن، ولی اونایی که میخونن این پست رو، اگه امشب دلشون شکست دعا فراموششون نشه. حتما میدونین که توی این دنیا خیلی ها هستن که به دعای ما محتاجن. چه بسیار مریض هایی که توی بستر بیماری هستن، چه بسیار زندانی هایی که بیگناه توی زندان هستن، چه بسیار فقیرهایی که حتی یک لقمه نون برای خوردن ندارن، چه بسیار گرفتارهایی که دیگه بریدن. و همه شون به دعای ما احتیاج دارن.

توی این شب عزیز، اگه کسی دلش شکست، دعا فراموشش نشه. حتما دعا کنید. بنده ی حقیر رو هم فراموش نکنید میون دعاهاتون. ممنونم.

هرچند که از آینه بی رنگ تر است

از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

بشکن دل بی نوای ما را ای عشق

این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است

  • مجنون شب های حرم
  • ۲
  • ۰

الا بذکر الله

  • مجنون شب های حرم
  • ۳
  • ۰

نگات

ممنون که نگاهت.jpg

  • مجنون شب های حرم
  • ۴
  • ۰

خدا کافیست

خدا کافیست.jpg

خدای من!

خواندمت، پاسخم گفتی؛
از تو خواستم، عطایم کردی؛
به سوی تو آمدم، آغوش رحمت گشودی؛
به تو تکیه کردم، نجاتم دادی؛
به تو پناه آوردم، کفایتم کردی؛


منبع: دلنوشته های خدایی

  • مجنون شب های حرم
  • ۲
  • ۰

دعا

aman yojib

دعا بکن؛

ولی اگر اجابت نشد؛

با خدا دعوا نکن؛

میانه ات با او به هم نخورد؛

چون تو جاهلی؛

و او عالم و خبیر ...



«میرزا اسماعیل دولابی»
---------------------------------------------------------------------------------


پنج شهریور 1395 ساعت 6:16                                          ارسال شده توسط: ساده

سلام دعا نویسِ شرق گسترِ توس:-) 
دیدم مخاطبات زیادن، گفتم التماس دعا داشته باشم برای یک عزیزِ سرطانی:'( 
  • مجنون شب های حرم
  • ۵
  • ۰
image.jpg

میدانی خداجان بچه که بودم ، وقتی پدرم از من میپرسید که چند تا دوستش دارم !
همه ی نعمت هایت را مثال میزدم تا ثابت کنم که دوستش دارم ...
تو صاحب این نعمت ها بودی هیچوقت از من نپرسیدی که چند تا دوستت دارم ...
نمیخواهم پر حرفی کنم نه ، فقط آمده ام بگویم که چند تا دوستت دارم ....
من ، تو را فقط یکی دوست دارم !
فقط یکی ، چون تو یکی هستی و یکی میمانی !
تو همتا نداری پس من تو را فقط یکی دوست دارم ... 

  • نــاریــن عـآبی :)
  • ۳
  • ۰

zendegi.jpg


ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩکی ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ.
ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ...
ﺁنطﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ...
ﺟﻮﺍنی ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﻗﺎﺗﻞ...

ﭘﻴﺮﻣﺮﺩی ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪی ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ.
ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ.
ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ:  ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ!

بر آنچه گذشت، آنچه شکست، آنچه نشد...
حسرت نخور؛ زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد!


منبع: پستچی

  • مجنون شب های حرم
  • ۵
  • ۰

یکی رفت و یکی موند و یک از قصه هاش خوند و ، یکی رنجید ، یکی با گریه هاش خندید ، یکی بد شد ، یکی رد شد یکی پا بند مقصد شد ...

تو اما باش ... خدا اینجاست ...

زندگی زیباست ... آدم ها چه مغرور باشند چه فداکار ، چه زیبا باشند چه زشت ، چه دروغگو باشند چه راستگو ... !

آدمند ، احساس دارند ، احساس را میفهمند و احساس میخواهند ...

خدا را نمیتوان دید اما اگر چشم هایت را ببندی ، نام خدا را صدای بزنی طوری که تمام سلول های بدنت همه با هم خدا را بخواهند ... !

آن گاه است که میگویی خدا هست ...

خدا هست و فقط لازم است صبر کنی تا جوابت را بدهد ...

خدا فقط یک تلفن دارد ! باید جواب 7 میلیارد آدم را بدهد ...

به راستی که چه صبری دارد که تا تلفن قبلی قطع نشده باید جواب بعدی را بدهد !

نگو خدا نیست ، هست ، تو حواست نیست ...

نگو خدا نمیشنود ، میشنود اما بهترین را برایت میخواهد ...

و نگو خدا مهربان نیست ، هست ، خداوند آنقدر مهربان است که گاه حواسش پی شیطان میرود ...


  • نــاریــن عـآبی :)
  • ۵
  • ۰

بغلم کن

بغلم کن.jpg


این خُلق قلم در بغلت قافیه ریزد

بیچاره نکن شعر، تو تنها بغلم کن

من شعر بخوانم، بنویسم، تو نباشی؟

هر جا بروم هستی همینجا بغلم کن

اینجا همه چی ساکت و بر وفق مراد است

معطل نکن این ثانیه ها را بغلم کن

هر ثانیه‌ام را نگذاری به خودم «وا»

تا بر لب محراب، سراپا بغلم کن

این تن به سراپای خودش پر ز گناه است

با من بکن ای دوست مدارا، بغلم کن

فردوس نخواهم به جهنم نبرندم!

آغوش تو خواهم تو الها، بغلم کن

بین من و تو فاصله بسیار زیاد است

در هم شکن این فاصله‌ها را بغلم کن

صد بار به تسلیم خطا توبه شکستم

قهری بکن و بعد، تو اما بغلم کن

لبیک بگویم به سفر با ملک الموت

جان بر لب دریاست، خدایا بغلم کن

-------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: این شعر مال خانم غزاله رضایی، از بلاگرهای خوب بیان هست. از ایشون بابت این شعر زیبا تشکر میکنیم.

  • مجنون شب های حرم