جمعیت شهری 500 هزار نفری، در یک روز از سال به حدود 27 میلیون نفر می‌رسد.

مردم از اقصی نقاط دنیا در روزی به نام اربعین به این شهر، یعنی کربلا سفر می‌کنند. نکته جالب این‌جاست که اکثر افراد، مسافت زیادی از این مسیر را با پای پیاده طی می‌کنند. نکته جالب‌تر این‌که میزبانان این مردم، از جان و دل مایه می‌گذارند برای پذیرایی از میهمانان‌شان. کافی‌ست برای چند دقیقه پای صحبت‌های کسی که این سفر را تجربه کرده بنشینید، آن وقت متوجه عرایضم خواهید شد.

این‌که این روز، چه مناسبتی دارد را همه‌مان خوب می‌دانیم، این‌که قضیه از چه قرار است را هم همه‌مان خوب می‌دانیم. اما خب یادآوری‌اش خالی از لطف نیست.

قرن‌ها پیش، در شهر کربلا، خلیفه ناحقی به نام یزید، دستور به شهادت رساندن امام سوم شیعیان، امام حسین(ع) را صادر می‌کند. به گمان خودش با خفت و خاری امام را می‌کُشد و حکومت خودش را مستحکم‌تر می‌کند.

حالا چندین قرن از آن وقایع گذشته است. در این بین، جز نامی از یزید باقی نمانده است. حالا که فقط در روز اربعین بیش از 25 میلیون نفر به زیارت امام حسین (ع) می‌روند، کسی حتی نمی‌داند که قبر یزید کجاست!

حالا که در هر کوی و برزن صدای روضه اباعبدالله(ع) به گوش می‌رسد هیچکس نمی‌داند که یزید چگونه مرد.

تک تک مردم صحنه‌های عاشورا را جوری بلد هستند که گویی در آن روز، شاهد این واقعه بوده‌اند. ولی خب برای نحوه مرگ یزید گمانه زنی می‌کنند! حالا این‌که احتمال کدام نوع مرگ بیشتر است را خدا می‌داند.

این مردم، چه مسیحی، چه زرتشتی، چه شیعه و یا حتی سنی، محرم که می‌شود، سیاه پوش می‌شوند و یک دست! ولی خوب که دقت می‌کنیم، می‌بینیم هیچ‌کس نیست که به عزای یزید بنشیند و سوگواری کند و به یادش اشک بریزد.

حالا این شهر 7 میلیارد و 46 میلیون نفری، حسین(ع) را می‌شناسد و نه یزید را. و خوب می‌داند که چه کسی پیروز است.

--------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: به دو نفر نویسنده ی فعال برای این وبلاگ نیازمندیم. کسانی که تمایل دارن اعلام کنن. با تشکر