تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


tobe


خداوندا! دیگر رویی برایم نمانده.

خجالت میکشم صدایت کنم.

حکایت من و تو، مثل آن مشتریِ پر رو و بی انصافی است که بعد از چند بار پس آوردن جنس خریده شده اش، دیگر پاهایش کشش رفتن به سمت مغازه را ندارد. دیگر خجالت میکشد جنسش را پس بدهد.

رویم سیاه است در پیشگاهِ نورانی تو. 

صد بار توبه کردم و هربار، با پر رویی و وقاحت تمام، توبه شکستم؛ ولی هر بار مهربان تر از بار قبل، آغوش گرمت را برایم گشودی و نوازشم کردی، که مبادا نا امید شوم از بخششت.

مبادا فراموش کنم تو خدایی و بزرگ.

به بزرگی اسمِ اعظمت قسم، هربار بعد گناه، شرمنده ی بزرگی ‌و بخششت میشوم و قلبم تیر میکشد، که چقدر من حقیر و پستم که هر بار از مهربانی و گذشت تو، سوءاستفاده میکنم و عهدم را میشکنم.

شرمنده میشوم وقتی میبینم هر بار بعد گناه، لبخند زنان، آغوش پر مهرت را به رویم باز میکنی، تا بسان کودکی بازیگوش و خراب کار، خجالت زده به آغوشت بازگردم.


در این شهر بزرگ، دریاب مرا که آواره ی کوچه پس کوچه های گناه نشوم.

در این ماه عسل، فارغ از تشنگی و گرسنگی های مادی، شیرینی حضورت را هوس کرده ام.


دریاب مرا که آواره ام...

پیدایم کن در این برزخ...

ناکامم مگذار...


نظرات (۱۱)

  • علی رحمانی پور
    چهارشنبه ۱۹ خرداد ۹۵ , ۱۸:۰۸
    خیلی عالی بود عجب زبان حال زیبایی
    آقا گر هزار بار توبه شکستی بازآی
  • نارینم :)
    چهارشنبه ۱۹ خرداد ۹۵ , ۱۸:۲۴
    چه خفن ناک :) من دیگه جرئت نوشتن ندارم :)
  • آرامش
    چهارشنبه ۱۹ خرداد ۹۵ , ۲۱:۱۸
    سلآم

    طاعات وعباداتتون قبول حق باشه

    وب قشنگی دارین موفق باشین هرسه نفرتون.

    وبتونو لینک کردم.


    • author avatar
      مجنون شب های حرم
      ۱۹ خرداد ۹۵، ۲۱:۲۱
      سلام.
      خیلی ممنون از شما 

      امیدوارم بتونیم جبران کنیم و به هدفمون تو این وب برسیم.
  • شهاب الدین ..
    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ , ۰۰:۱۴
    خدایا!
    تو رخصتم داده ای که بخوانمت
    صدایت کنم
    با تو سخن بگویم و از تو تمنا کنم.
    پس بشنو مدیحه مرا ای شنوای ستایشم
    و دعایم را پاسخ بگو ای پذیرنده مهربان دعایم
    و از من درگذر ای آمرزنده لغزش هایم
    خدای من!
    چه بسیار غم ها که از دلم زدودی
    چه بسیار نگرانی ها و اندوه ها که از وجودم تاراندی.
    چه بسیار لغزش ها و گناهان که تو چشم از آن ها فرو بستی.
    چه بسیار لطف ها و مهربانی ها که منتشر ساختی.
    و چه بسیار حلقه های محنت و بلا که با دست محبت گشودی.
    سپاس خدایی را سزد که نه همسر و فرزندی برای اوست
    و نه در پهنای ملک و هستی شریک دارد
    و نه از سر خواری،دوست و یاوری میگیرد
    و چه بلندای بی همتایی دارد این خدای!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی