همراه اول و آخر

عاشقانه هایی برای خدا

همراه اول و آخر

عاشقانه هایی برای خدا

همراه اول و آخر

خدایا قضا شده ام!

دوباره بخوان مرا ...

یادم داده اند بر غم هایت صابر باش، اما تو یادم داده ای بر غم هایت شاکر باش ...

"اللهم لک الحمد حمدالشاکرین لک علی مُصابهم"

آخرین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان

۲۱ مطلب با موضوع «عکس نوشته ی عاشقانه» ثبت شده است

  • ۲
  • ۰

پنجره

پنجره ها.jpg

یک نفر هست که از پنجره‌ها
نرم و آهسته مرا میخواند

گرمی لهجه بارانی او
تا ابد توی دلم میماند

یک نفر هست که در پرده شب
طرح لبخند سپیدش پیداست‌

مثل دوران خوش کودکیم‌
پر ز عطر نفس شب‌بوهاست‌

یک نفر هست که چون چلچله‌ها
روز و شب شیفته پرواز است

توی چشمش چمنی از احساس
توی دستش سبد آواز است

یک نفر هست که یادش هر روز
چون گلی توی دلم میروید

آسمان، باد، کبوتر، باران‌
قصه‌اش را به زمین میگوید

یک نفر هست که از راه دراز
باز پیوسته مرا میخواند

گاهگاهی ز خودم میپرسم
از کجا اسم مرا میداند ...

  • مجنون شب های حرم
  • ۱
  • ۰


آن خدایی که شما را به دو عالم بخشید

از زیادی گلت نیز به مردم بخشید

طلب آب هرآنکس که از این درگه کرد

صاحب خانه به او چشمه زمزم بخشید

ای گران قدر! ندانست کسی قدر تو را

بس که دست تو به ما رزق فراهم بخشید

شب میلاد تو مادر به همه عیدی داد

و به ما سینه زنان خیمه و پرچم بخشید

کرمی را که به آن حاتم طایی شهره ست

شیرخوار تو کرم کرد و به حاتم بخشید

کربلایی نشده! راه گدایی این نیست

عیب از توست اگر دوست به تو کم بخشید

بالحسین رمضان کار خودش را کرد و

آخرش شاه مرا ماه محرم بخشید


پیرمردی وسط روضه مان گفت حسین

من نگفتم، ولی ارباب مرا هم بخشید!

شاعر : پیمان طالبی

  • مجنون شب های حرم
  • ۲
  • ۰

الا بذکر الله

  • مجنون شب های حرم
  • ۳
  • ۰

نگات

ممنون که نگاهت.jpg

  • مجنون شب های حرم
  • ۲
  • ۰
جز لبخند.jpg


با این دو دست کوچکم
دست میبرم پیش خدا

با دل پاک و روشنم
دعا کنم، دعا، دعا

آهای خدا، خدا، خدا
بشنو دعاهای مرا

دعا برای مادرم
دعا به شادی بابا

به خانه ها صفا بده
به جان ما وفا بده

پروین دولت آبادی

بیاید با همدیگه یک تصمیم بگیریم.
هر وقت دیدیم یک بچه کوچولو داره گریه میکنه یا کلا ناراحته، به جای اینکه گوشی مونو در بیاریم و به بازی کردن «پو» دعوتش کنیم، براش داستان تعریف کنیم و یا شعر بخونیم و بگیم که حفظش کنن. آخرش هم بهش یک چیز کوچولو جایزه بدیم.
بیاید از بچگی فرهنگ دعا کردن رو به بچه هامون یاد بدیم. اینجوری شاید دنیای بهتری داشته باشیم.
  • مجنون شب های حرم
  • ۴
  • ۰

خدا کافیست

خدا کافیست.jpg

خدای من!

خواندمت، پاسخم گفتی؛
از تو خواستم، عطایم کردی؛
به سوی تو آمدم، آغوش رحمت گشودی؛
به تو تکیه کردم، نجاتم دادی؛
به تو پناه آوردم، کفایتم کردی؛


منبع: دلنوشته های خدایی

  • مجنون شب های حرم
  • ۳
  • ۰

تقوا

با تقوا.jpg

  • مجنون شب های حرم
  • ۲
  • ۰

پنجره فولاد.jpg

چند روزیست دلــم میــل ِ زیــارت دارد
باز حس می کنم این قلب، حرارت دارد

واژه در واژه برای تــو غـزل میگویم
بیـت بیـت غـزلـم عرض ِ ارادت دارد

بی جهت نیست کـه قلبـم بـه کبـوتـر هایت
چنـد سالیست کـه احساس ِ حسـادت دارد

نیستــم لایق ِ دیــدار تـــو، امــا آقــا
چشم هایـم بـه تمـاشـای تـــو عـادت دارد

آه ! دلتنگ ِ تـو ام، بـاز مـرا دعـوت کن
چند روزیست دلــم میــل ِ زیــارت دارد . . .

طیبه عباسی

  • مجنون شب های حرم
  • ۵
  • ۰
image.jpg

میدانی خداجان بچه که بودم ، وقتی پدرم از من میپرسید که چند تا دوستش دارم !
همه ی نعمت هایت را مثال میزدم تا ثابت کنم که دوستش دارم ...
تو صاحب این نعمت ها بودی هیچوقت از من نپرسیدی که چند تا دوستت دارم ...
نمیخواهم پر حرفی کنم نه ، فقط آمده ام بگویم که چند تا دوستت دارم ....
من ، تو را فقط یکی دوست دارم !
فقط یکی ، چون تو یکی هستی و یکی میمانی !
تو همتا نداری پس من تو را فقط یکی دوست دارم ... 

  • نــاریــن عـآبی :)
  • ۳
  • ۰

zendegi.jpg


ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩکی ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ.
ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ...
ﺁنطﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ...
ﺟﻮﺍنی ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﻗﺎﺗﻞ...

ﭘﻴﺮﻣﺮﺩی ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪی ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ.
ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ.
ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ:  ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ!

بر آنچه گذشت، آنچه شکست، آنچه نشد...
حسرت نخور؛ زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد!


منبع: پستچی

  • مجنون شب های حرم