همراه اول و آخر

عاشقانه هایی برای خدا

همراه اول و آخر

عاشقانه هایی برای خدا

همراه اول و آخر

خدایا قضا شده ام!

دوباره بخوان مرا ...

یادم داده اند بر غم هایت صابر باش، اما تو یادم داده ای بر غم هایت شاکر باش ...

"اللهم لک الحمد حمدالشاکرین لک علی مُصابهم"

آخرین مطالب
نویسندگان

۳۶ مطلب با موضوع «عاشقانه» ثبت شده است

  • ۲
  • ۰

پنجره

پنجره ها.jpg

یک نفر هست که از پنجره‌ها
نرم و آهسته مرا میخواند

گرمی لهجه بارانی او
تا ابد توی دلم میماند

یک نفر هست که در پرده شب
طرح لبخند سپیدش پیداست‌

مثل دوران خوش کودکیم‌
پر ز عطر نفس شب‌بوهاست‌

یک نفر هست که چون چلچله‌ها
روز و شب شیفته پرواز است

توی چشمش چمنی از احساس
توی دستش سبد آواز است

یک نفر هست که یادش هر روز
چون گلی توی دلم میروید

آسمان، باد، کبوتر، باران‌
قصه‌اش را به زمین میگوید

یک نفر هست که از راه دراز
باز پیوسته مرا میخواند

گاهگاهی ز خودم میپرسم
از کجا اسم مرا میداند ...

  • مجنون شب های حرم
  • ۲
  • ۰

فانوسم شو

سلام آقا جون!

اومدم هیئت، به بهانه ی شما چند دقیقه بوی خدا بگیره وجودم. وجودم که سراسر بوی گناه و پشیمونی گرفته؛ آره آقا! پشیمونی. پشیمون نبودم که اینجا نبودم نوکرتم. خیلی وقته منتظر بودم محرم شه، تو رو واسطه کنم پیش خدا، بلکه قبول کنه این بنده ی سیاه رو و گناهکارش رو! من که پیش خدا اعتباری نداره حرفام؛ تا دلت بخواد توبه کردم و شیکستمش؛ عهد بستم و نامردی کردم؛ قول دادم و آلزایمر گرفتم که فلانی، تو مگه به خدا قول نداده بودی دیگه این گناه رو نکنی؟؟ به همین زودی یادت رفت بی انصاف؟

میدونی آقاجون؟ اومدم واسطه شی واسه بنده شدنم. واسه خوب شدنم. واسه معطر شدنم به بوی خودت! واسه اینکه یادم بمونه اینبار ضامنِ توبه م امام حسینِ! یادم بیاد این شبای هیئت و سینه زنی و روضه و اشکامو، زمانی که خواستم گناه کنم! یادم بیاد این چشم ها واسه تو و بچه هات و یارانت اشک ریخته، وقتی خواستم نگاهِ بد و گناه آلود کنم؛ شرمنده شم از اشک هایی که با این چشم ها ریخته میشه تو این شب ها، وقتی خواستم باهاشون گناه کنم! یادم بیاد این یا حسین و یا زینب و یا عباس هایی که تو این شبا میگم، وقتی خواستم حرف نامربوط و گناهی از دهنم بیرون بیاد؛ وقتی خواستم دروغ بگم یا غیبت کنم یادم بیاد ذکرِ لبام رو تو این شب ها!

آقا جون! میشه ضامنم شی از این سیاهی و گناه در بیام؟

میدونم خیلی گناه کارم. میدونم خیلی بدم؛ ولی خب چیکار کنم؟ دلم به خوشه که تو رو دارم. تو هم که تو مرام و معرفتت نیست کسی رو نا امید برگردونی از خونه ت!

پس مثل همیشه بیا و دستمو بگیر و در بیارم از این سیاهی.

تو خودت نورِ خدایی تو این زمینِ تاریک؛فانوسم شو که بدجوری راه گم کردم!

نوشته شده توسط: بنده خدا
  • مجنون شب های حرم
  • ۳
  • ۰


جمعیت شهری 500 هزار نفری، در یک روز از سال به حدود 27 میلیون نفر می‌رسد.

مردم از اقصی نقاط دنیا در روزی به نام اربعین به این شهر، یعنی کربلا سفر می‌کنند. نکته جالب این‌جاست که اکثر افراد، مسافت زیادی از این مسیر را با پای پیاده طی می‌کنند. نکته جالب‌تر این‌که میزبانان این مردم، از جان و دل مایه می‌گذارند برای پذیرایی از میهمانان‌شان. کافی‌ست برای چند دقیقه پای صحبت‌های کسی که این سفر را تجربه کرده بنشینید، آن وقت متوجه عرایضم خواهید شد.

این‌که این روز، چه مناسبتی دارد را همه‌مان خوب می‌دانیم، این‌که قضیه از چه قرار است را هم همه‌مان خوب می‌دانیم. اما خب یادآوری‌اش خالی از لطف نیست.

قرن‌ها پیش، در شهر کربلا، خلیفه ناحقی به نام یزید، دستور به شهادت رساندن امام سوم شیعیان، امام حسین(ع) را صادر می‌کند. به گمان خودش با خفت و خاری امام را می‌کُشد و حکومت خودش را مستحکم‌تر می‌کند.

حالا چندین قرن از آن وقایع گذشته است. در این بین، جز نامی از یزید باقی نمانده است. حالا که فقط در روز اربعین بیش از 25 میلیون نفر به زیارت امام حسین (ع) می‌روند، کسی حتی نمی‌داند که قبر یزید کجاست!

حالا که در هر کوی و برزن صدای روضه اباعبدالله(ع) به گوش می‌رسد هیچکس نمی‌داند که یزید چگونه مرد.

تک تک مردم صحنه‌های عاشورا را جوری بلد هستند که گویی در آن روز، شاهد این واقعه بوده‌اند. ولی خب برای نحوه مرگ یزید گمانه زنی می‌کنند! حالا این‌که احتمال کدام نوع مرگ بیشتر است را خدا می‌داند.

این مردم، چه مسیحی، چه زرتشتی، چه شیعه و یا حتی سنی، محرم که می‌شود، سیاه پوش می‌شوند و یک دست! ولی خوب که دقت می‌کنیم، می‌بینیم هیچ‌کس نیست که به عزای یزید بنشیند و سوگواری کند و به یادش اشک بریزد.

حالا این شهر 7 میلیارد و 46 میلیون نفری، حسین(ع) را می‌شناسد و نه یزید را. و خوب می‌داند که چه کسی پیروز است.

--------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: به دو نفر نویسنده ی فعال برای این وبلاگ نیازمندیم. کسانی که تمایل دارن اعلام کنن. با تشکر

  • مجنون شب های حرم
  • ۱
  • ۰


آن خدایی که شما را به دو عالم بخشید

از زیادی گلت نیز به مردم بخشید

طلب آب هرآنکس که از این درگه کرد

صاحب خانه به او چشمه زمزم بخشید

ای گران قدر! ندانست کسی قدر تو را

بس که دست تو به ما رزق فراهم بخشید

شب میلاد تو مادر به همه عیدی داد

و به ما سینه زنان خیمه و پرچم بخشید

کرمی را که به آن حاتم طایی شهره ست

شیرخوار تو کرم کرد و به حاتم بخشید

کربلایی نشده! راه گدایی این نیست

عیب از توست اگر دوست به تو کم بخشید

بالحسین رمضان کار خودش را کرد و

آخرش شاه مرا ماه محرم بخشید


پیرمردی وسط روضه مان گفت حسین

من نگفتم، ولی ارباب مرا هم بخشید!

شاعر : پیمان طالبی

  • مجنون شب های حرم
  • ۱
  • ۰

لالایی

 

lalaee

یک لالایی هست که قبلا توی تلویزیون خیلی پخش میکرد. احتمالا برای بیشتر ماها خاطرات خیلی زیادی رو زنده میکنه.

این لالایی شعرش از استاد مصطفی رحماندوست هست و با صدای بیژن بیژنی اجرا شده.

اگر همه مون سعی کنیم موقع خواب، برای کوچیکترها این لالایی رو بخونیم خیلی خوب میشه.

 


متن شعر رو هم میتونید توی ادامه ی مطلب بخونید.

 

  • مجنون شب های حرم
  • ۲
  • ۰
جز لبخند.jpg


با این دو دست کوچکم
دست میبرم پیش خدا

با دل پاک و روشنم
دعا کنم، دعا، دعا

آهای خدا، خدا، خدا
بشنو دعاهای مرا

دعا برای مادرم
دعا به شادی بابا

به خانه ها صفا بده
به جان ما وفا بده

پروین دولت آبادی

بیاید با همدیگه یک تصمیم بگیریم.
هر وقت دیدیم یک بچه کوچولو داره گریه میکنه یا کلا ناراحته، به جای اینکه گوشی مونو در بیاریم و به بازی کردن «پو» دعوتش کنیم، براش داستان تعریف کنیم و یا شعر بخونیم و بگیم که حفظش کنن. آخرش هم بهش یک چیز کوچولو جایزه بدیم.
بیاید از بچگی فرهنگ دعا کردن رو به بچه هامون یاد بدیم. اینجوری شاید دنیای بهتری داشته باشیم.
  • مجنون شب های حرم
  • ۴
  • ۰

خدا کافیست

خدا کافیست.jpg

خدای من!

خواندمت، پاسخم گفتی؛
از تو خواستم، عطایم کردی؛
به سوی تو آمدم، آغوش رحمت گشودی؛
به تو تکیه کردم، نجاتم دادی؛
به تو پناه آوردم، کفایتم کردی؛


منبع: دلنوشته های خدایی

  • مجنون شب های حرم
  • ۳
  • ۰

درهای بسته


 

یوسف مى دانست تمام درها بسته هستند

امابه خاطر خدا و به امید او حتی به سوی درهای بسته دوید

و تمام درهای بسته برایش باز شد …

“اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شدند،به طرف درهای بسته بدو

چون خدای تو و یوسف یکیست



ای کسی که کپی میکنی التماس دعا ܓ✿ 


"میخواستم منبع بنویسم ولی دیدم که خود دوست عزیزمون التماس دعا گفته. ما هم براش دعا میکنیم همیشه سلامت باشه"

منبع: درهای بسته

  • مجنون شب های حرم
  • ۲
  • ۰

پنجره فولاد.jpg

چند روزیست دلــم میــل ِ زیــارت دارد
باز حس می کنم این قلب، حرارت دارد

واژه در واژه برای تــو غـزل میگویم
بیـت بیـت غـزلـم عرض ِ ارادت دارد

بی جهت نیست کـه قلبـم بـه کبـوتـر هایت
چنـد سالیست کـه احساس ِ حسـادت دارد

نیستــم لایق ِ دیــدار تـــو، امــا آقــا
چشم هایـم بـه تمـاشـای تـــو عـادت دارد

آه ! دلتنگ ِ تـو ام، بـاز مـرا دعـوت کن
چند روزیست دلــم میــل ِ زیــارت دارد . . .

طیبه عباسی

  • مجنون شب های حرم
  • ۴
  • ۰

404!


404

ﮔﻨﺎﻩ ﻣﻮﺭﺯ ﻧﻈﺮ ﭘﻴﺪﺍ ﻧﺸﺪ !!!

ﺍﻳﻦ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺳﺘﺎﺭﺍﻟﻌﻴﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻳﻜﺘﺎ ﺣﺬﻑ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ.

ﻟﻄﻔﺎ ﺍﺯ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﺁﻥ ﭘﺮﻫﻴﺰ ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ!

  • مجنون شب های حرم